شرکت بنیان انرژی
ممیزی انرژی و تحلیل مصارف انرژی
 به نقل از دفتر روایط عمومی سابا-  بنابراین گزارش:آقای مهندس مهذب ترابی مدیرعامل سابا در این یادداشت.

کلید موفقیت در راهبرد سند جامع علمی کشور راتوسعه وبهبود پژوهشگاههای تخصصی اعلام نمود. ایشان در این زمینه گفت: در طول چند دهه اخیر ؛علیرغم کسب موفقیتهای گسترده ومهم وجهانی در حوزه پژوهش وتحقیقات ؛ یکی از دغدغه­های وسوالات  ماندگار ومستمر جامعه علمی و صنعتی کشور، چگونگی یک ارتباط منطقی و تاثیرگذار بین دانشگاه و صنعت و نقش حمایتی و راهبردی دولت در تعمیق و جهت دهی به این ارتباط بوده است.

وی افزود: این ارتباط در برهه­های مختلف زمانی، بسته به نیاز و سلایق و راهبردهای جامعه، دارای تغییرات و فراز و نشیب زیادی بوده است، ولی تاکنون نقشه راهی که منجر به ایجاد یک ارتباط پایدار و مستمر بین صنعت و دانشگاه گردد، ترسیم نشده است. تجربه کشورهای پیشرو در این زمینه، گسترش و توسعه نگرش، تخصصی و کاربردی نمودن تحقیقات و پژوهش در قالب و منطق مراکز علمی – صنعتی با رویکرد رفتار مدیریتی دو گانه هستند. نگرش دوگانه به این معناست که در این مراکز، ایده­ها، افکار و مسائل تخصصی و صنعتی در قالب تئوریهای علمی و دانش محور به صورت انحصاری و جهت گیری علمی – کاربردی مورد تحلیل و پژوهش قرار می­گیرد.

به نقل از این گزارش، مدیر عامل سابا در بخش دیگری از بیاناتش فرمود : این مراکز، از نظر جایگاه سازمانی و تخصصی به منظور توسعه و پایداری نگرش راهبردی و حاکمیتی با سازمانهای حکومتی ارتباط مستقیم داشته و از نظر جایگاه دانش و علمی، ارتباط خط چین یا اصطلاحا مجازی و با منطق هیات امنایی با متولیان علمی کشور و بخش صنعت دارند. به عبارتی دیگر در تجربه موفق کشورهای صاحب سبک، یکی از عوامل موفقیت، وجود پژوهشگاهها و مراکز تخصصی دانش محور – کاربردی است که به صورت تخصصی بر مساله یابی و حل مسئله در محیط­هایی می­پردازند که به آن تعلق تخصصی دارند.

این مراکز به عنوان پل و رابطی بین صنعت و دانشگاه و جایگاه حکومیت فعالیت می­نمایند و تقریبا اکثر قریب به اتفاق ابداعات و اختراعات و رشد و ارتقاء صنایع، در کشورهای توسعه یافته در این محیط­ها شکل یافته است.

ایشان گفت: در کشور ما نیز، اینگونه مراکز با عناوین پژوهشگاهای تخصصی که از نظر ساختاری وابسته به وزارت­خانه یا سازمان­های دولتی هستند، در چند دهه اخیر تشکیل شده­اند. از آنجا که هدف اولیه تشکیل این قبیل پژوهشگاهها، همان نگرش تخصصی با جهت گیری دانش محوری – کاربردی است.

به اذعان کارشناسان بی­طرف تا زمانیکه که نگاه درآمد – هزینه­ای صرف به آنها، نشده بود، توفیقات زیادی در حل مسائل پژوهشی تخصصی – کاربردی داشته­اند.

ولی متاسفانه طی چند سال اخیر، نگاه جدیدی به پژوهش در کشور ایجاد و تقویت گردید که شاید ناشی از آسیب­ها و مشکلاتی بود که حول و حوش منابع و اعتبارات و چگونگی هزینه کرد برخی از پروژههای تحقیقاتی و پژوهشی بوجود آمده بود. این نگاه به جای حل مسئله و رفع آسیب­های ایجاد شده، کلا صورت مسئله را پاک کرد و سه واژه جدید را وارد ادبیات پژوهش کشور نمود که دو واژه تکلیفی برنامه­های سوم و چهارم توسعه، یعنی رقابتی نمودن پژوهش در کشور و نگرش بنگاهداری به پژوهشگاهها و امور تحقیقات، باعث کاهش شدید نشاط و شادابی و انگیزش و امنیت گردید که لازمه هر کار پژوهشی است، و نتیجه آن این شد که دغدغه اصلی مدیران پژوهشی تامین حقوق پرسنل و هزینه­های جاری شد و رقابت سالم نیز تبدیل به یک فعالیت با ماهیت رانت دانش محور و ارتباط پروژهگردید.

وارد شدن دو واژه فوق (رقابت و بنگاهداری بدون تعریف مهندسی آن) سیر جدیدی که حاصلش نگاه کارمندی بود را برای پژوهش ایجاد نمود و این موضوع مجددا دغدغه تازه­ای را  برای متولیان و تصمیم­گیران امور پژوهش ایجاد نمود که "موسسات پژوهشی کارآیی لازم را ندارند"

تحلیل فوق تا حدودی درست بود و متولیان ذیربط برای حل مسئله، مجددا مجبور به پاک نمودن صورت مسئله شده­اند و در سومین مرحله واژه "ادغام" وارد ادبیات پژوهش کشور گردید.

بدین ترتیب که مراکز پژوهشی تخصصی، می­باید در وزارت معظم علوم ادغام شوند، وزارتی که اصلی ترین دغدغه آن، برگزاری کنکورهای مختلف و تدوین سیاستهای جدید آموزشی و گزینش برای  نظام­های پذیرش دانشجویی و نگهداشت آنان وبهبود مجموعه مدیریتی ان می­باشد. وزارت علوم در طول سابقه تاریخی خود، نشان داده است که در مباحث آموزشی بسیار حرفه­ای است ولی در مباحث پژوهشی و ارتباط با صنعت، دچار نوعی از خود گریزی است و فقط در فرآیندهای پژوهشی موفق بوده است که توسط اساتید و نخبگان دانشجویی، خارج از قالب نظام آموزشی صرف و حتی در محیط­های پژوهشی تخصصی به صورت پاره وقت، صورت گرفته است.

براساس این گزارش، مهندس مهذب­ترابی افزود: لذا تجربه سالها کار پژوهشی انجام شده در محیط­های دانشگاهی و تجربه کشورهای موفق، نشان می­دهد که عملی شدن واژه جدید ادغام در ادبیات پژوهش کشور، یعنی واگذاری موسسات و مراکز پژوهشی تخصصی به وزارت علوم، نه تنها حرکت رو به جلویی در امر پژوهش و تحقیقات نیست، بلکه حالت خود گریزی پژوهش در نظام دانشگاهی تبدیل به حالت جاذبه مرکزی شده و موسسات و مراکز پژوهشی در اقیانوس نظام بروکرات دانشگاهی کاملا ذوب می­شوند و پژوهشهای تخصصی – کاربردی که به نوعی مساله ارتباط صنعت و دانشگاه را تا حدودی حفظ نموده بودند، نیز در چرخه ماندگار بررسی و تحلیل راههای ارتباط صنعت – دانشگاه قرار خواهند گرفت.

لذا پیشنهاد می­گردد که متولیان ذیربط، از کاربرد عملی واژه جدید ادغام صرف نظر نمود و  با آسیب شناسی وضعیت موجود و عملکرد موسسات و مراکز پژوهشی تخصصی و رفع نواقص و آسیب­های آنها، جان تازه­ای در حرکت پژوهش­های تخصصی کشور بدمند و همانگونه که در سند جامع علمی کشور آمده است، با تقویت مراکز و موسسات پژوهشی تخصصی، نیل به اهداف سند چشم انداز از کشور را سرعت بخشند.

بدیهی است سازماندهی جدید این قبیل موسسات با راهبردهای مشروحه زیر بسیار  ضرورت دارد.

-       مدل نمودن و تعریف علمی و مجدد واژه­های رقابت و بنگاهداری برای مراکز پژوهشی

-       تعریف و تدوین یک نقشه راه مدون برای هر موسسه پژوهشی تخصصی

-    ساماندهی مجدد هیات امناء موسسات پژوهشی – تخصصی تا ترکیب دولت (وزارت علوم – سازمان متبوعه) صنعت (بخش خصوصی) و نمایندگان NGOهای معتبر علمی

-       باز تعریف زمینه­های پژوهش تخصصی با تفکر مدیریت دانش

-       ارائه برنامه­های عملیاتی مدون و قابل ردگیری برای فعالیتهای پژوهشی

-       تدوین فرصتهای پژوهشی اجباری متقابل برای محیط­های پژوهشی – تخصصی و دانشگاهی و صنعتی

وی در انتها گفت : همانگونه که عنوان گردید بررسی همه تجربیات موفق و ناموفق، نشان می­دهد نقطه قوت کارهای پژوهشی – تخصصی، وجود موسسات دانش بنیان تخصصی کاربردی است که تقویت شده باشند و فقط در این صورت است که نیل به اهداف سند چشم انداز کشور و نقشه علمی امکان پذیر است.